بوسه مگر چیست فشار دو لب این که گنه نیست چه روز و چه شب~ کینگ~
اگه از روز عزل عشق بر سر دیوانه نبود سر هر کوی گرز این همه میخانه نبود  amirking_666@yahoo.com
مرداد 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
آرشیو
موضوع بندی

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 31 مرداد ماه سال 1386
...//.|||\...

تاکی به انتظار قیامت توان نشست

برخیز تا هزاران قیامت بپا کنیم         علی شریعتی


a.k

شنبه 20 مرداد ماه سال 1386
هنوز هم کینگ هستم

به یاد ان روز ها که کینگ بودم نوشتم ...///...


شنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1386
بوسه
رفتم به طبیب گفتم ازشدت طب: که بیماری عشق راچه می بایدکرد: ۶بوسه نوشت ازگوشه لب: که دوتا صبح و دوتاظهر و دوتا شب

جمعه 31 فروردین ماه سال 1386
اختلاف .هیچ کس. امیر کینگ./

اینچا تهرانه یعنی شهریکه هر چی توش میبینی باعث تحریکه. تحریک روحت تو اشغال دونی میفهمی تو هم ادم نیستی یه اشغال بودی.

اینچا همه گرگن میخای باشی مثل یه بره بزار چشم گوشت من باز کنم یه زره. این چا تهرانه لعنتی شوخی نیستش خبری از گل بستنی چوبی نیستش.

این چا جنگله بخور تا خورده نشی اینجا نصف عقده ای هستن نصف وحشی.

اختلاف طبقاتی این چا بیداد میکنه روحه مردم رو زخمی بیمار میکونه.

همه کنار همن فقر مایه دار خفن توی تاکسی همه میخان کرایه ندن حقیقت روشنه خودتو به اون راه نزن روشن ترش میکونم پس بمون چا نزن.

خدا پاشو من چند سالی بات حرف دارم خدا پاشو پاشو نشو ناراحت از کارم کجا هاشو دیدی تازه اول کارم خدا پاشو من یه اشغالم بات حرف دارم.

نمکی با چرخش کناره یه بنزه نمک او چرخش کرایه بنزه. من او تو اون بودیم از یه قطره حالا ببین فاصله ما چقدره. دلیل چرخش زمین نیست چازبه پوله که زمین رو میچرخونه چالبه

این روزا اول پوله بعد خدا.همه رعیت ارباب کدخدا.

بچه میخاد با یتیمی بازی کنه بابا نمیزاره یتیم لباسش کثیفه چون که فقط یکی داره.

همه اگاهیم از این بلایا حتی فرشته هم نمیاد از این ورا تا نشیم فنا ما همین بلایا اما کمک نخواستیم اشک بریزه کافیه همین برا ما.

ادم مریض حرفا مو درک کرد. تموم نکردم من.

خدا برگرد من چند سالی بات حرف دارم خدا پاشو پاشو نشو ناراحت از کارم کجا هاشو دیدی تازه اول کارم خدا پاشو من یه اشغالم بات حرف دارم.

تا حالا شده عاشق دختر بشی میخام حرف بزم رک تر بشی.پیشه خودت میگی اینه عشق تاریخی اما دافت با یه بچه مایه داره خواب دیدی.

خیره یادت باشه غیره خودت بزن قیده هرچی ادم میبینی قیده. یکی هم سن تو سوار یک ماشین خدا بت با پوس خند میزنه میکنی با کینه نگاه که یه روز منم میخام مایه دار بشم عقدرو کنم ترکش اشتباه نکن بی عصره نمیکنن درکش.

میخای بخوابی تو بیداری کابوس ببین بیا با هم به این دنیا فوش ناموش بدیم.

باید کور باشی نبینی تو فخر رو هر جا کنار خیابون نبینی فقر و فحشا.

خدا بیدار شو یه اشغال بات حرف داره نکنه تو هم تو این فکری که چی صرف داره.

خدا پا شو من چند سالی بات حرف دارم خدا پاشو پاشو نشو ناراحت از کارم کجا هاشو دیدی تازه اول کارم خدا پاشو من یه اشغالم بات حرف دارم.

اینه فرق ما توی اجتماع .اینه فرق ما توی اجتماع . اینه فرق ما توی اجتماع . اینه فرق ما . اینه فرق ما////


پنجشنبه 17 اسفند ماه سال 1385



اگه چشمات بگن اره هیچ کدوم کاری نداری.کاری نداره .کاری نداره. بخدا کاری نداره ./

اگه بگی نه چی؟؟؟؟//.

king=n+amir  -----> king/amir=n ------>{king=n}  vvvvvv

سه شنبه 1 اسفند ماه سال 1385
از دوستمه

به یک نفر مسلط به زبان آدمیزاد جهت برطرف کردن پاره ای از دلتنگی ها نیازمندیم

http://forgetful.blogsky.com/


سه شنبه 1 اسفند ماه سال 1385
منو بشناس

امیر کینگ همیشه کوشیش رو میزاره رو ویبره ./

امیر کینگ دوست داره موهاش رو بلند بزاره بتو چه./

امیر کینگ باخت اما بالا نمیره ؛انقدر میاد مبارزه میکنه تا برنده بشه./

امیرکینگ اخرش برنده میشه./

امیر کینگ از باختن نمیترسه چون دوست داره از فرش به عرش برسه./

امیر کینگ یه اشتباه رو ۲ بار نمیکنه./

امیر کینگ با دوستش بد قولی کرد ناراحت شد ....دوستش تالا باهاش بد قولی نکرده بود./

امیر کینگ از ح جیمی بدش میاد./

امیر کینگ هویچ دوست داره ./

امیر کینگ از پارکینگ خوشش میاد چون مثل اسم خودش خونده میشه./

amirking/


جمعه 22 دی ماه سال 1385
تسلیت میگم

به قول دوستم کلاه زرد طول زندگی مهم نیست عرض زندگی مهمه . امید وارم با گفتن این جمله تونسته باشم همی احساسم رو بگم./بهشت را به بهانه ای میدهند نه به بها / به اندازه کافی بهانه داره./دوسته عزیز همدردی منو به پزیر و منو در قمت شریک بدون .

امیر کینگ(اسپایدره تو )


پنجشنبه 16 آذر ماه سال 1385
سخنی از دکتر شریعتی


استوار ماندن و به هر بادی به باد نرفتن دین من است.دکتر علی شریعتی

//.اره درست فکر کردی اون دین نداره کافره اره همشون کافرن .//


 


جمعه 3 آذر ماه سال 1385
بدونه عنوان

 

من از ساعت های عقربه ای بدم میاد چون وقتی به عقربه ثانیه شمارش نگاه میکنم  ناراحت میشم .

من n شدم.

زه که نالیم از ماست که برماست. 


پنجشنبه 2 آذر ماه سال 1385
اخی////؟؟؟

پنجشنبه 2 آذر ماه سال 1385
اگه من خدا بودم ......../////

من اگه خدا بودم.شهر بم هرگز نمی لرزید. نیمه شب اون غنچه نوزاد  ازنگاه مرگ نمیترسید.من اگه خدا بودم مادرای دچله خونی نمیمردن.از فرات سرخه الوده نو عروسا ماهی مرده نمیخوردن.من اگه خدا بودم دخترای اورشلیم و قزه وسیدا چای حکم تیر ونارنچک ترانه مینوشتن روی دیوارا.هر کسی چای خدا خود بود شاهد این روزگارو این زمین زار لااقل موجزه ای میکرد برای بچه های بیکس وبیمار.اگه کفره کلامه من یکی حرفی بگه بهتر وگرنه بازی واژه نمیبازم منه کافر صدای زنگ بیرهمی سر هر کوچه برزن به گریه میرسه از درد دله سنگو  دله اهن.

چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از  این میشد خدا میرفت و یک مادر پرستار زمین میشد


جمعه 19 آبان ماه سال 1385
همینم که میبینی همینم میمونم به هیشکی هم ربطی نداره

سلام کینگ هستم حدود ۳ ماه نبودم یا کم بودم شرمنده از همه دوستان . حالا اومدم تا راهمو ادمه بدم .راه امیر کینگ عوض نمیشه عقب هم نمیره فقط جلو میره فقط جلو  ادم هایی که جلوش وای میسن باید برن کنار تا له نشن . خوب در هر صورت شرمنده از غیبتم حالا اومدم تا جبران کنم کسی کاری داشت برای میل بده .

 


چهارشنبه 26 مهر ماه سال 1385
یا علی

به لیلی چون رسیدم یا علی گفت

ز مجنون هم شنیدم یا علی گفت

 

مگر این وادی دارالجنون است ؟

که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

 

نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

دمی که روح در آدم دمیدند ز جا برخواست آدم یا علی گفت

 

چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست توسل جست و هر دم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها گشت کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

 

چگونه زنده می شد جان مرده ؟ یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

رسول الله شنید از پرده غیب ندا آمد که آن هم یا علی گفت


دوشنبه 3 مهر ماه سال 1385
عشق و بیچارگی
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند
زن جوان : یواشتر برو من میترسم
مرد جوان : نه ، اینطوری خیلی بهتره
زن جوان : خواهش میکنم ، من خیلی میترسم
مرد جوان : خوب ، اما اول باید بگویی دوستم داری
زن جوان : دوستت دارم ، حالا میشه یواشتر برونی
مرد جوان : مرا محکم بگیر
زن جوان : خوب ، حالا میشه یواشتر بری
مرد جوان : باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت مرا برداری و روی سر خودت بگذاری آخه من نمیتونم راحت برونم ، اذیتم میکنه
روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید . در این حادثه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد ، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود . پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند...
 

چهارشنبه 4 مرداد ماه سال 1385
اره اینم راسته

ســــــر نــــــــوشـــــــت را نتوان از سر نوشت

من این موضوع رو میدونستم اما اعتقاد نداشتم الان تازه فهمیدم البته الان که نه از حدود ۲ .۳  هفته قبل تو یه حادثه .

از من به عنوان یک برادر کوچیک این نصیحت رو گوش کنیین که سرنوشت یا قسمت رو نمیشه تغییر داد . به صدای قلبت گوش کون بات حرف میزنه بت میگه قصمتت  چیه سرنوشتت چیه برو دنبالش .


دوشنبه 12 تیر ماه سال 1385
تیم ملی
فیلم های در حال ساخت در سینمای ایران دوقولوهای افسانه ای با حضور برانکو و چلنگر ! ۲- پت و مت با حضور رحمان رضایی و میرزاپور ! ۳- تام و جری با هنرمندی حسین کعبی و فیگو ! ۴- زندگی پیامبران با حضور افتخاری علی دایی در نقش حضرت نوح

دوشنبه 5 تیر ماه سال 1385
علی دایی

علی دایی

 

علی ای علی ی دائی، تو چه آفتی خدا را
که به قهقرا فکندی، همه عشق تیم ما را

دل اگر خوره شناسی، به رخ همین علی بین
که خوره گی اش کلافه، بکند من و شما را

مرو ای گدای میدان، ز پی ی گدائی گُل
که گُل بدون زحمت، ندهد کسی گدا را

تو مگر خدای توپی، وَ نماد فوتبالی
که چنین به زیر پایت، بنهاده ای حیا را

ره و رسم رهبری را، ز معاویه گرفتی
که به اینهمه سماجت، بروی ره خطا را

نه رونالدویی، علی جان، نه  برانکویی، علی جان
چو کنف شدی رها کن، همه این برو بیا را

تو بزرگ وقهرمانی، یَل سابقاً جوانی
ز شکوه ابتدایت، مددی کن انتها را

بنشین کنار و بو کن ، گل ِ گل‌محمدی را
به کلام خود قوی کن، دل مهدوی کیا را

برو با علی ی پروین، قدمی بزن صفا کن
که بزرگمرد ورزش، نکند رها صفا را

نظری به باقری کن، که جوانترست اگرچه؛
به لحاظ سنّ بالا، زده از زمین کنارا

تو که گلزن قدیمی، چو پدربزرگ ِ تیمی
بنشین بکن تماشا، نوه ها و بچه ها را

بنشین به عشق تیمت، سر نیمکت و گلیمت
ز گلیم خویش امّا، به برون منه تو پا را

نه برو پی برانکو، نه بشو اسیر رهبر
که همه وطن نخواند، پی رفتنت دعا را

اگرت توان نباشد، که روی به راه تختی
برو لااقل کپی کن، ره و رسم پوریا را


شنبه 27 خرداد ماه سال 1385
نیاز به زن

وقتی طاووس برای ناز کردن و کلاق برای غار غار کردن و روباه برای فریب دادن و تمساح برای گریه کردن داشته باشی نیازی به زن دیگه نیست .// قابل توجه اقایونی که دنبال یه fمیگردن . وفکر میکنن  یه خانوم ارزش چند ثانیه وقت تلف کردن رو داره . نداره بخدا .///!!!

اگر بمیرد پسری دختری  ترشیده شود اگر بمیرند پسران کل جهان لیته شود.


چهارشنبه 24 خرداد ماه سال 1385
شعر نو

میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواستن توانستن است شیره را خورد و گفت شیرین است ....////

امیر کینگ


   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 38851


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
من امیر  هستم
دوستام  بهم میگن امیر کینگ
amirking_666@yahoo.com
شناسنامه کامل من...