بوسه مگر چیست فشار دو لب این که گنه نیست چه روز و چه شب~ کینگ~

اگه از روز عزل عشق بر سر دیوانه نبود سر هر کوی گرز این همه میخانه نبود amirking_666@yahoo.com

بوسه مگر چیست فشار دو لب این که گنه نیست چه روز و چه شب~ کینگ~

اگه از روز عزل عشق بر سر دیوانه نبود سر هر کوی گرز این همه میخانه نبود amirking_666@yahoo.com

حافظ رند شیراز

درد عشقی کشیدم که مپرس

زهر عشقی چشید ام که مپرس

 

گشته ام در چهان اخر کار

دلبری برگزیدم که مپرس

 

انچنان در هوای خاک درش

میرود اب دیده که مپرس

 

من بگوش خود از دهانش دوش

سخنانی شنیده ام که مپرس

 

سوی من لب چه میگزی که مگو

لب لعلی گزیده ام که مپرس

 

بی تو در کلبه گدایی خیش

رنچهایی کشیدم که مپرس

 

همچو حافظ غریب درره

به مقامی رسیده ام که مپرس

 

فروغ فرخزاد

تولدی دیگر

همه هستی من اینه تاریکیست

که ترا در خود تکرار کنان

به سحرگاه شکفتن ها ورستن های ابدی خواهد برد

من در این ایهترا اه کشیدم اه

من در این اینه ترا

به درخت و اب و اتش پیوند زدم

یک بیت هم از حافظ

تقدیم به آنها که دوست دارند

 

الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

فریدون مشیری

شایدمحال نیست.......

ان کس که درد عشق بداند

اشکی برای این سخن بفشاند:

این سان که ذره های دل بیقرار من

سر در کمد عشق تو. جان در هوای توست

شاید محال نیست که بعد از هزار سال

روزی غبار ما را اشفته پوی باد

در دور دست دشتی از دیده ها نهان

بر برگ ارغوانی

پیچیده با خزان

با پای چویباری

چو اشک ما روان

 پهلوی یک دیگر بنشاند

ما را به یک دیگر برسانند

وقتی میای

وقتی میای صدای پات از همه چادها میاد

انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد

تا وقتی که در وا میشه لحضه دیدن میرسه

هر چی که چاده است رو زمین به سینه من میرسه 

ای که تویی همه کسم بیتو میگیره نفسم

اگه تورو داشته باشم به هرچی میخام میرسم

وقتی تو نیستی قلبمو برایکی تکرار بکنم

گلهای خاب الوده رو باسه کی بیدار بکنم

دسته کبوترای عشق باسه کی دونه بپاشه

مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه

عزیز ترین سوقاتیه قبار پیراهن تو

عمر دوباره منه دیده و بوییدن تو

نه تو رو باسه خودم نه از سر هوس میخام

عمر دوباره منی تو رو باسه نفس میخام

بیاد دوست یک دوست قدیمی پ.ن

سخنی از بزرگان

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکزکنید . پرتوهای خورشید تا متمرکزنشود نمیسوزانند./

الکساندر گراهام بل

 

نخستینشرط لازم برای موفقیت این است که نیروهای جسمی و ذهنی خود را به طورپیوسته و خستگی نا پذیر روی یک مسئله متمرکز کنید./

 توماس ادیسون

 

میزان کارایی شما هرچه باشد توانایی های شما بیشتر از ان است که تا کنون به فعل در امده است./

 جیمز تی.مک کی

فروغ فرخزاد

عاشقانه

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده 

ای بروی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاکی

هستیم زالودگی ها کرده پاک  

فرستاده دوستم م.

فروغ فرخزاد

من گلی بودم

دررگ هر برگ لرزانم خزیده عطر بس افسون

درشبی تاریک روییدم

تشنه لب بر ساحل کارون 

فرستاده از دوستم  م.

 

سهراب سپهری

خواب روی چشمانم

                           چیزهایی رابنا میکند.

                            یکفضای باز شن های ترنم.

جای پای دوست